خدایا، میشه خودتو نشون بدی؟
اعصابم خرده، در واقع عصبانیم.
اصلا کی به اینا گفت امتحانای معارف رو بندازن عقب.
من نمیخوام تا فاکینگ ده بهمن اینجا باشم.
نمیخوام امتحانای تو حضوری باشه؛ نمیخوام وقتی میام تو نباشی.
من در واقع میخوام که امتحانات مجازی بشن.
منم دوزادهم با دانشگاه بیام مشهد.
بعدش بگم خودم برمیگردم و تا بخوام خودم برگردم چهار هفتهی اول ترم ما و اونا مجازی بشه.
خدایا پلیز، فقط چهار هفته و امتحانای یاسین.
همین الانشم تو خوابگاه کلی سرفهای و عطسه ای داریم.
من بهت گفته بودم که ما رو درگیر پیچیدگیهای دنیا نکنی و تو ما رو انداختی تو پیچیدگیهای خودمون و بعدش تازه از همدیگه دورمون هم کردی؟ سریسلی؟
مامانم میگه که نترسم، که اون هست وقتم هست
ولی من میخوام برم و این التهاب رو تمومش کنم؛ نمیخوام برام بی اهمیت بشه.
میخوام روشن بشه.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰ ساعت 13:39
توسط ....
|